تبلیغات
نحب - حكایتی از حكایت زمستان

حكایتی از حكایت زمستان

نویسنده :علی مهدیان فر
تاریخ:جمعه 21 مهر 1391-08:14 ب.ظ

    

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«كیلومترها آن سوتر از خطوط مقدم جنگ، در عمق خاك عراق و در دل اردوگاه های مخوف، اسرای ما جبهه های جدیدی را علیه دشمن گشوده بودند كه مقاومت در آن ها حرف اول را می زد؛ مقاومتی كه دشمن را در كشور خودش هم به خاك مذلت می نشاند.»

مدتی بود كه كتاب حكایت زمستان در خانه امان بود و مرتب چشمم به آن می افتاد ولی توفیق خواندنش را پیدا نمی كردم. تا اینكه ماه مبارك رمضان آمد؛ شبهای ماه مبارك رمضان بهترین فرصت ها بود برای مطالعه كتاب. ما هم از این فرصت بهره بردیم و شروع كردیم به خواندن كتاب های خوانده نشده.

                              

"حكایت زمستان" نام كتابی است كه به قلم شیرین و شیوای سعید عاكف نوشته شده است، و حكایت می كند از روزهای سخت و شكنجه های طاقت فرسای عباس حسین مردی و دیگر اسرای ایرانی 8 سال دفاع مقدس در زندان های بعثی ها و منافقین. شكنجه هایی كه گرچه در عقل هیچ انسانی نمی گنجد اما حقایقی است كه چه بنویسند و چه ننویسند، بر دفتر تاریخ این مملكت ثبت شده است.

خاطرات تلخ و شیرین عباس حسین مردی، مظلومیت ها و شكنجه های اسرای ایرانی، رشادتها و مقاومتهای آنان، شرایط عجیب و حیران كننده روحی و روانی دوران اسارت، سركارگذاشتن های منافقین و افسران عراق و در نهایت قلم زیبای سعید عاكف، همگی باعث شدند تا هنگام خواندن این كتاب گذر زمان را متوجه نشوم و بدون كوچكترین وقفه تمام 260 صفحه آن را از لحظاتی بعد از افطار تا سحر مطالعه كنم.

مقاومت در برابر شكنجه هایی كه راوی بیان می كند، چنان سخت و دور از ذهن است كه جز با كمك و مدد الهی امكان پذیر نیست.

در قسمتی از این كتاب آمده است:

«انگار انداخته بودنم توی یك دیگ بدون آب؛ یك دیگ بدون آب كه زیرش چندین شعله گاز بود ... كف كانتینر، لخت و عور بود و به قدری حرارت داشت كه در همان لحظه های اولیه، چند جای بدنم تاول زد ... چند بار بالا و پایین پریدم، باز هم فایده ای نداشت ... نهایتا تصمیم گرفتم پیراهنم را كه خیس عرق شده بود، دربیاورم و از آن به عنوان حایلی بین خودم و داغی كف كانتینر استفاده كنم. همین كه آن را درآوردم و پهن كردم، دیدم از همه جایش بخار بلند شد. طولی نكشید كه خشك خشك شد!»

خاطرات این چنینی كتاب حكایت زمستان، جدی ترین تلنگری است كه می تواند چهره زشت و پلید دشمنان اسلام و انقلاب و عمق كینه آنان نسبت به این مملكت را بیش از پیش به ما بباوراند.

البته نباید از كنار خاطرات شیرین حكایت زمستان بگذریم؛ خاطراتی كه از همت بلند و امید بالای اسرا در آن شرایط سخت و سنگین دوران اسارت سخن می گوید. از حافظ كل قرآن شدن بعضی اسرا بگیرید تا مسلط شدن بعضی دیگر به زبان های عربی و انگلیسی! باسواد شدن عده ای از اسرای بی سواد را هم به آن ها اضافه كنید.

همچنین در كنار همه این ها، زیركی و خلاقیت های عباس حسین مردی در به ستوه آوردن افسران عراقی و منافقین كه در جای جای كتاب آمده است و گاهی هم به زبان طنز نوشته شده است، از قسمت های جذاب و دلنشین كتاب به شمار می رود. خاطراتی كه مرهمی بود بر تلخی خاطرات شكنجه...

  

                                                                                                          








Admin Logo
themebox Logo