تبلیغات
نحب - انسان/ غرور/ گل/ مادر/ کربلا

انسان/ غرور/ گل/ مادر/ کربلا

نویسنده :علی مهدیان فر
تاریخ:شنبه 8 آذر 1393-12:59 ق.ظ


بسم رب الشهدا و الصدیقین

گاهی آنقدر حرفهای خوب می زند که فکر می کند واقعا آدم خوبی است!
مگر اینکه همنشینی با چند انسان دل پاک و بی ریا و بی آلایش، به او تکانی دهد..
اگر پیدایش کردید به او بگویید وقتی چهار پنج نفر انسان پاک و بی آلایش کوچکتر از خودت را جستی و "گیرم برحسب وظیفه" خواستی اندکی نصیحتشان کنی و گیر و گورهای فکری و رفتاری اشان را رفع کنی، ایرادی ندارد، اما لااقل پیش خودت فکر نکن خبری هست! خودت را از یاد نبر و به جای غرورِ به داشته هایت -که آنهم چیزی نیست جز اندکی حرفهای قشنگ- به ضعیف بودنت و حقیر بودنت و بنده بودنت و فقیر بودنت بیاندیش بلکه شاید کمی تکان خوردی...

--------------------------------------------------------------------

پ.ن 1: سوم شخص مفرد غایب این پست، نفس است!

پ.ن 2: انسان ها خودشان را گه گاهی گم می کنند! باید بگردند دنبالش و وقتی آن را از گوشه و کنار دنیا پیدایش کردند، به او بگویند آنچه گفته شد را.

بی ربط: تهران / سال 93 / پل چوبی / 20 روز قبل از اربعین / میان رفت و آمد مردم / پایان کلنجارها و دنگ و فنگ های نظام وظیفه برای خروج از کشور / اضطراب و هیاهوی خیابان انقلاب / خیره به گل فروشی کنار خیابان با چشمانی تنگ شده / آرامشی به رنگ سرخ / جناب! یک شاخه گل رز ایرانی لطف کنید / 5 هزار تومان / مگر ایرانی نیست / شما 4 تومان بدید / آرام / به سمت خانه / تقدیم به مادر عزیزم / بوسه ی مادر از خوشحالی زیاد بر پیشانی ام / بوسه من از خوشحالی آرامش مادر بر دستانش /
این گل، هم برای مادر بود هم برای کربلا، طرحش کردم تا ماندگار شود..










Admin Logo
themebox Logo