تبلیغات
نحب - تشکیلات بازی دوران دانشجویی!

تشکیلات بازی دوران دانشجویی!

نویسنده :علی مهدیان فر
تاریخ:جمعه 16 آبان 1393-05:00 ب.ظ


بسم رب الشهدا و الصدیقین

آنقدر زود گذشت که چاره ای ندارم جمله تکراری و همیشه بر زبانها را بگویم! "انگار همین دیروز بود.."
واقعا انگار همین دیروز بود که وارد دانشگاه شدم و هم زمان، فعالیت های تشکیلاتی خودم را شروع کردم.
پنج سال گذشت.. با تمام خاطرات تلخ و شیرینش..

حال که امروز در این فرصت اندک، مجال قلم زنی و البته حوصله آن برایم جفت و جور شده است، قصد بازخوانی خاطره ها و کنکاش در یادگاریهای فعالیت های درون دانشگاه را ندارم! هرچند شاید چندی از مهم ترین تجربیات درس آموز این دوران را در لابلای نوشته هایم جا دهم.
تمام این 5 سال -علی الخصوص یک سال اخیر- پر بود از تجربه ها و عبرت هایی که شاید دانشجویان عادی بتوانند تنها بخشی از آن ها را در خلال زندگی مشترک و کار، آنهم طی چندین سال، بیاموزند.
از خیر بقیه مطالبی که در نظر داشتم می گذرم تا سریعتر بنویسم آنچه را که بهانه ی این نگارش شد!

بدون مقدمه می گویم، رک و پوست کنده مینویسم تا شک و شبهه ای به جا نماند! کار تشکیلاتی، بازی ای بیش نیست مگر اینکه:
اولا به افراد درون تشکل، برای رضای خدا کار کردن و عبودیت را یاد دهد
دوما به زندگی شخصی و اجتماعی آن ها، نظم، جدیت و شجاعت دهد
سوما آن ها را به کسب علم و دانش حریص کند.

نمی دانم حرف هایم برایتان تکراری و کلیشه ای بود یا نه! راستش همین که با تمام وجود هر سه مورد بالا را درک و لمس کرده ام برایم کافی است!
باز هم نمیدانم حرف هایم را جدی گرفته اید یا نه! اما بدون تردید می گویم اگر فعال تشکیلاتی به یکی از سه موارد بالا نرسیده باشد بداند که توشه زیادی برای خود جمع نکرده است، اگر به دو مورد از آن ها نرسیده است بداند که عمر خود را در تشکیلات هدر داده است و اگر به هیچکدام از موارد بالا نرسیده باشد، شک نکند که هم به خود و هم به تشکیلات ضربه سنگینی زده است..

مخلص کلام اینکه نباید خود را گول زد! دوست داشتم برای روشن تر شدن موضوع، چند مصداق عینی مبتلابه بنویسم برایتان، اما صدحیف که مجال نیست و ان شاءالله در مطالب آینده اگر عمری باشد...

والسلام











Admin Logo
themebox Logo