تبلیغات
نحب - اخلاص آمریكایی!

اخلاص آمریكایی!

نویسنده :علی مهدیان فر
تاریخ:چهارشنبه 4 بهمن 1391-01:11 ق.ظ

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام شهدای عزیز

چه كسی فكرش را می كرد كه روزی شماها بجای اینكه مایه تزكیه نفسمان باشید، مایه غفلتمان شوید؟!

شاید باورش سخت باشد ولی حقیقت است!

صدای مرا میشنوی همت؟

باقری! صیاد! خرازی! چمران! شماها چطور؟ صدای مرا می شنوید؟

می خواهید نام ببرم اسم خیلی از همین بچه مذهبی ها را كه با الگوگیری از شما جز دنیاپرستی و ریا چیز دیگری یاد نگرفته اند؟

یا لااقل از وقتی عكسهای شما و خاطرات شما را دیده اند، سوق به دنیاپرستی اشان چربیده است به معنویتشان!

ای شهدای مظلومی كه توانستید جایزه شهادت را در مسابقه اخلاص از دستان خدا بگیرید، آیا آن زمان كه پشت میكروفن می ایستادید و برای لشكرتان صحبت می كردید، یا آن زمان كه یك دستور نظامی صادر می كردید و ازتان فیلم می گرفتند، یا آن زمان كه اسم شما را با نام "فرمانده فلان لشكر" می آوردند، به این فكر می كردید كه همین كارها روزی عده ی زیادی را به ورطه دنیاپرستی و قدرتطلبی بكشاند؟

خرازی عزیز! چه كنیم كه وقتی اسمتان می آید این عكسها در ذهنمان رژه می روند!

                

               

راستش آنست كه وقتی خاطراتتان را می خوانیم كه همرزمانتان می گویند "شهید خرازی اخلاص عجیبی داشت" عاشق شما و اخلاصتان می شویم. اما نه اخلاصی كه شما را به شهادت رساند! بلكه اخلاصی كه مدام در معرض دید دیگران و دوربین ها و قلمها است؛ اخلاصی كه به ما اطمینان دهد كه در تاریخ می ماند و می تواند نام ما را جاودان كند. 

چه كسی می داند وقتی به شما پیشنهاد فرماندهی لشكر 14 امام حسین(ع) اصفهان را دادند نپذیرفتید و آنقدر خواهش و التماس كردند و برایتان دلیل آوردند تا برای شما اطمینان حاصل شد كسی نیست كه این وظیفه سنگین را بر دوش كشد و آنگاه بود كه قبول كردید!

چه كسی می داند وقتی در عكس بالا بر حسب وظیفه "مجبور" شدید كه برای بچه بسیجی ها سخنرانی كنید، برخلاف میل باطنیتان بوده و اگر چاره ای وجود داشت قطعا از آن فرار می كردید!

كلام آخر اینكه تا زمانی كه شماها را در لباس فرمانده و با این عكسها بخواهند معرفی كنند، بجای ترویج اخلاص ناب اسلامی، ترویج اخلاصی می شود كه به به و چه چه دیگران را در پی دارد و همین می شود كه عده ای برای رسیدن به مقام فرماندهی یا گرفتن مسئولیتی در جایی دست و پا میزنند و وقتی مسئولیتی را غصب كردند و خیالشان راحت شد كه دوربین ها و نگاه ها منتظر آنانند، ژست مخلصانه به خود می گیرند و فروتنی ها و بخششها و فداكاری ها و شب و روز كاركردن ها و... شروع می شود!

----------------------------------------------------------------

پ.ن 1: توجه داشته باشید كه عارضه های بالا فقط مختص آنانی است كه قصد ریا ندارند و می خواهند راه شهدا را ادامه دهند! اما بخاطر كج فهمی از موضوع "اخلاص" دچار همچین گمراهی بزرگی می شوند. و الا آنانی كه بدنبال قدرت و ریاست و... هستند كه حسابشان جداست.

پ.ن 2: شدیدا و شدیدا به آنهایی كه خاطرات سرداران و فرماندهان شهید را می خوانند و لذت می برند و سعی دارند شبیه آن ها شوند و خصوصا اخلاص پیشه كنند، توصیه می كنم بعد از آن بروند دستنوشته های شهیدانی را بخوانند كه نه فرمانده بوده اند و نه مركز توجهات! امیدوارم از مطالعه دستنوشته های یك سرباز معمولی مثل "شهید احدی" به همان اندازه لذت ببرند كه از مطالعه خاطرات یك فرمانده می برند.


والسلام


 

                                                                                                








Admin Logo
themebox Logo